تبليغاتX

JavaScript Codes _________ __________ ____________ کلبه عاشقانه (ملک)

آرم وبلاگ
در هر نفسی که می تپی دل من
یادت نرود اجازه از عشق بگیری


سلامي به گرمي عشق ، به زيبايي گلهاي بهاري و به كوبندگي تپش قلب و گرمي اشك، سلامي
به سوزناكي غم ، سلامي چون اشك‌ ، اشكي چون شمع‌ ، شمعي چون نور و نوري چون تو و
سلامي به وسعت اقيانوس هاي بيكران كه از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد و از راههاي
پرپيچ و خم به سوي شما پرواز مي كند. كلاهم را از راه دور برايتان پست مي كنم. اگر
نوشته هايم را روي درد تنهايي تان بگذاريد تحريرهاي نازك قلبم را خواهي شنيد. دردي
كه سالهاست بر قفسه سينه نقش بسته است، .............دردي از
تنهايي............................ ...............دردي از بي
كسي.......................... ................و دردي از دل
شكستگي.....................
دوستان
جستجوگر

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
لینک RSS
پاییز شده ..........بوش و حس میکنیین....

پاییز شد...

و من ایستادم و نگاه کردم..فقط نگاه کردم...

و هیچ نگفتم... و نگاه کردم...

و سپس باریدم... دوباره امروز هم ابری شدم...

می خواستم آفتابی باشم...اما نگذاشتند...

و فقط باریدم...ونگاه کردم...نگاه کردم به خرد شدنم...

دیدم که چگونه شخصیتم را زیر دست و پایشان خرد کردند...

وبعد... انگار نه انگار...که این شخصیتم بود...غرورم بود...

و نشنیدند صدای قلبم را...و نفهمیدند...

چون من چیزی نگفته بودم...

و می خواستم که بگویم...اما کلمات نیز مرا تنها گذاشتند...

و ابری شدم... وسپس بارانی... و باران کم بود...طوفانی شدم...

و کسی در نزدیکی نبودکه سرم را بر شانه اش بگذارم یا در آغوشش آرام یابم...

چون من تنها بودم... وهستم!

و سرم را بر بالشم گذاشتم... و آن هم خیس باران شد...

و فقط باران بارید...

و من چون باران بهاری بودم ...اما ... بهار نبودم!

پاییز شدم...دلم پاییزی است...وثانیه هایم نیز...

و احساس کردم که تنهاترینم...

و قلبم فریاد می کشید...ولی هیچ کس فرصت گوش کردن به فریادم را نداشت...

و باز هم آن وسوسه ی همیشگی و آزاردهنده در وجودم شدت گرفت...

و من مثل همیشه ترسیدم...خیلی ترسیدم...

و این جمله بر ذهنم نقش بست که:من یه خزون بی بهارم!

نوشته شده توسط: ملک در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386|+|

کاش می دانستید زندگی با همه ی وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست .

*

*

زندگی حس جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است .

از تماشاگر آغاز حیات

تا به جایی که خدا میداند

نوشته شده توسط: ملک در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386|+|
ای...ع.....ش....ق....

ع ش ق

نمی دانم!

به راستی نمی دانم

از که باید نوشت

از چه باید نوشت

از نگاه های منتظر

قلبهای بی قرار

لبهای خاموش

و چه عجیب است

این بازی روزگار

همه بی آنکه بخواهند عشق را مهمان دلشان می کنند

اما این مهمان رسم ادب نمی داند

مشتاق می کند و بی تاب

می سوزاند و به تما شا می نشیند

و افسوس که هیچ وقت خیال رفتن ندارد

و عجیب تر اینکه هميشه

نگاهها در طلب نگاهی است که خود با نگاه دیگری افسون شده

نمی دانم !

اما همیشه از این سه حرف ترسیدم

و هیچ گاه به آن نیاندیشیدم

شاید به خاطر همان

نگاههای منتظر و قلبهای بی قرار

گاه بهتر است

این سه حرف را پشت دیوارهای نیستی پنهان کرد

آری با توام

ای

ع ش ق

نوشته شده توسط: ملک در جمعه بیست و سوم شهریور 1386|+|
من و تو......

تلخ است این ترانه و تلخ است کام من

بنویس فصلهای جنون را به نام

بنویس ابر.هر چه که باران برای تو

بنویس باد. هرچه که طوفان به بام من

بنویس تا بخواند و بی تاب تر شود

دنیای با دوام تو و بی دوام من

حق با تو بود.عمر خوشیها دراز نیست

فرصت نشد تمام تو باشد تمام من

فرصت نشد که با تو خداحافظی کنم

فرصت نشد که سهم تو باشد سلام من

حالا کمی شراب بنوش و غزل بخوان

مستی حلال جان تو هستی حرام من

ناصر حامدی

نوشته شده توسط: ملک در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386|+|
امشب من............

 

پر از عشق و پر از احساسم امشب

پر از بال و پر پروازم امشب

تو را اي آشناي آسماني

سرودم در غم آوازم امشب

نميدانم چه احساسي ست در دل

كه با شوري چنين ، دمسازم امشب

تو اميدي براي قلب خسته

كه من بر عشق تو مي نازم امشب

تو روحت آنقدر والاست ، يارا

كه من از وسعتش در رازم امشب

بيا دستم بگير و ياريم كن

كه من در نقطه ي آغازم امشب

ولي با قدرت عشق تو ديگر

براي خود پلي مي سازم امشب

اگر چون كوه پشت من نباشي

در اين دنياي غم مي بازم امشب

اگر باشي تو اي خورشيد يلدا

پر از بال و پر پروازم امشب

نوشته شده توسط: ملک در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386|+|
بهار غربت.....

 

بهار غربت

نميدانم چرا اينجا دلم تنگه

نميدانم چرا دنيا همه جنگه

نميدانم چرا عطر گل مريم در اينجا نيست

نميدانم چرا در هر نگاهي غم فروزان است

 

زندگی در آن وقت، حوض موسیقی بود

 

نشان از آشنايي نيست

بهار انگار در غربت نميرويد

بهار انگار در غربت نميرويد

به که گويم که من نوروز را گم کرده ام امسال

به که گويم که من نوروز را گم ميکنم هرسال

نشان از آشنايي نيست

محبت در نگاهي نيست

آغوش همه سرده دل اينجا پر غم و درده

نميدانم چرا؟

 

 

نوشته شده توسط: ملک در شنبه هفدهم شهریور 1386|+|

      عشق
      
      زندگي عشق است عشق افسانه نيست
      آنكه عشق را آفريد ديوانه نيست
      عشق آن نيست كه كنارش باشي
      عشق آن است كه بيادش باشي
   
نوشته شده توسط: ملک در جمعه شانزدهم شهریور 1386|+|
زندگی.....

            زندگي...
             
            زندگي رنگش چيست؟
            آبي و سبز و سفيد
            قهوه اي يا قرمز
            يا به شكل شبهاست
            شايد رنگ طلاست
            ًٌٌٍٍ‍ّ" هر كسي بر حسب فكر گماني دارد "
            مادرم مي گويد:
            " زندگي در نظرم يك تور است
            صورتي رنگ و قشنگ
            و پر از گلهايي است، كه به رنگ آبند
            آبي و دريايي و دو مرغان زيبا كه در آن مي چرند "
            پدرم مي گويد:
            " زندگي يكسان نيست ، آسمان آبي است
            گاهي باراني و گاهي ابري است "
            من خودم مي گويم:
            " زندگي توري نيست ، رودي نيست ،
            مثل آسمان هم نيست
            زندگي در نظرم مهر و صفاست
            كه گهي خشك و گهي پا برجاست "
            
نوشته شده توسط: ملک در شنبه دهم شهریور 1386|+|
در انتظار ت هر سپیده دم جاده های انتظار را نظاره می کنم....

      فرا رسیدن نیمه ی شعبان میلاد پادشاه عشق سلطان قلبها
       الهه ی مهرو امید  ناجی دلخستگان عالم مهدی موعود (عج)گرامی باد.
        تقدیم به مسافر جاده ی انتظار
      ان گاه که عشق را در پهنه ی خیال غرق کردیم و به پوچی ها دل بستیم. ان دم که
      با نگاهی عاشق شدیم وبا تلنگری اسمان ابی رویاهایمان ویرانه شد.ان دم که با
      بالهای خیال اوج گرفتیم و از پله های نامریی احساس بالا رفتیم .لحظه ای که
      بودن را پشت پرده ی مه الود ارزوهای رنگین جا گذاشتیم و روزهایی که عشق سر بر
      اسمان می سایید و سکوت شده بود تنها بهانه ی بودنمان .تو را در باور هایمان
      می یافتیم و در تاریکی ممتد جاده ی سرنوشت از خاتم غم ها می گفتیم و در افق
      انتظار تا انتهای بودن تو را چشم براه بودیم و پیوسته عطر حضورت در لحظه
      هایمان جاری می شد.
      اینک تاریخ نگار زمان روزها را گم کرده و ما فراموش کرده ایم که در کدامین
      پیچ جاد ه ی انتظار چشم براهت نشسته ایم. اما  روزی دیوار فاصله ها فرو
      میریزد و عطر حضورت در این غریبستان خفته در سکوت می پیچد و سیلاب عدالت عالم
      را فرا می گیرد.

 

نوشته شده توسط: ملک در یکشنبه چهارم شهریور 1386|+|
چند وقتیست....

 

چند وقتیست حس غریبی دارم

گم شدن در جاده ای ناپیدا

تنها شدن در پهنای کویر

پژمرده شدن در میان باد

نمی دانم شاید حسی بالاتر از تمام حس های بشری

حسی بیشتر از مرگ ، زندگی ، کهنگی ، حسی کاملتر از عشق ، کاملتر از رویا

شیرین تر از شیرینی

چند وقتیست که بریده ام

از همه چیز ، از دنیا ، از این خاکیان عشق فشان که در وادی تیرگی عشق را جستجو میکنند 

در حالی که نمی دانند خود عشقند

وجود آنها عشق است روحشان که با معبود ازلی پیوندها دارد

بگذار تا تنها بمانم...

تنها آن زمان است که وجودم آرامشی از شوق وصال می گیرد

آن زمان است که پرواز تا منزلگهت دیده ام را سرشاراز اشکی زلال و پاک می کند

و آن هنگام که زهر مرگ را جرعه جرعه در کام وجودم بریزی و بار گناهان صعبم را صبو

رانه از دوشم بر گیری

آن هنگام که اشک هایم با جرعه وصال تو تطهیر می شود

تنها آن هنگام است که آرامشی قلبی در وجود تنهای خود خواهم داشت

چه سخته وقتی میشی دیوونه

زندونی زندون لحظه

آسون نیست وقتی که شب غمگینه

میگه که ماه دلگیره ، اون رفته

چه سخته توی سکوت خندیدن

به یه امید لرزیدن ، مردن

آسون نیست دل توی دریای گمشده هر سایه بردن

دلتنگم واسه قطره های پاک بی گناه گرم بارون

که میریخت رو تن ما

دلتنگم واسه بوی اون گل یاس

که می پیچید تو هوای دلهای عاشق ما

نوشته شده توسط: ملک در شنبه سوم شهریور 1386|+|
منوي اصلی
امكانات
خانگي سازی وبلاگ
اضافه به علاقه منديها
بارگذاری مجدد صفحه
ذخيره كردن صفحه
پرينت صفحه

آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
آمار
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر:
امکانات اضافي

Cool Status Bar Scroller ------------------------------------------

من يك به دنبال با سن با كد شهر
تا

Created By javacity.blogfa.com

All Rights Reserved by 13am.Blogfa.com - © 2006

-------------------------------------------------------