تبليغاتX

JavaScript Codes _________ __________ ____________ کلبه ی از صفا

آرم وبلاگ
در هر نفسی که می تپی دل من
یادت نرود اجازه از عشق بگیری


سلامي به گرمي عشق ، به زيبايي گلهاي بهاري و به كوبندگي تپش قلب و گرمي اشك، سلامي
به سوزناكي غم ، سلامي چون اشك‌ ، اشكي چون شمع‌ ، شمعي چون نور و نوري چون تو و
سلامي به وسعت اقيانوس هاي بيكران كه از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد و از راههاي
پرپيچ و خم به سوي شما پرواز مي كند. كلاهم را از راه دور برايتان پست مي كنم. اگر
نوشته هايم را روي درد تنهايي تان بگذاريد تحريرهاي نازك قلبم را خواهي شنيد. دردي
كه سالهاست بر قفسه سينه نقش بسته است، .............دردي از
تنهايي............................ ...............دردي از بي
كسي.......................... ................و دردي از دل
شكستگي.....................
دوستان
جستجوگر

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
لینک RSS
...................

 

گفتي كه به احترام دل باران باش

باران شدم وبه روي گل باريدم

گفتي كه ببوس روي نيلوفر را

از عشق گونه هاي او را بوسيدم

گفتي كه ستاره شو،دلي را روشن كن

من هم چو گل ستاره ها تابيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش

بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

گفتي كه براي لحظه اي دريا شو

دريا شدم وتو را به ساحل ديدم

گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش

مجنون شدم و زدوريت ناليدم

گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز

گل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم

گفتي كه بيا و از وفايت بگذر

از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست

معناي لطيف عشق را فهميدم 

 

نوشته شده توسط: آنیلین در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387|+|
رفتی شرمی از خدا نکردی
 



با اون همه قول و قرار و پیمون

 که با من غمزده داشتی رفتی

می خواستی از تنهایی دورم کنی

 اما منو تنها گذاشتی رفتی

پس اون همه وعده که دادی چی شد

 رفتی و وعده تو وفا نکردی

گفتی خدا تو رو به من رسونده

 رفتی و شرمی از خدا نکردی

برو ولی هر جا که باشی

 هر جای این دنیا که باشی

یه روزی پیدات می کنم

 نگا تو چشمات می کنم

راز تو رو پیش همه

 می گم و رسوات می کنم

برو ولی یادت باشه که با من

 از روز اول وفا نداشتی

گفتی خدا گواهه دوست دارم

 تو گفتی اما به خدا نداشتی

اون روزا یادت نمیاد که گفتی

 اگه بری غم واسه من می مونه

یادت بیاد گفته بودی به جز تو

 راز تورو فقط خدا می دونه

نوشته شده توسط: آنیلین در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387|+|
روزگار.............
در کلاس روزگار درس ها گونه گونه اند

درس دست یافتن به اب و نان

درس زیستن در کنار این و ان

درس مهر

درس قهر

درس اشنا شدن با شریک غم

از هم جدا شدن در کنار این

درس ها و معلم ها

در کنار این نمره های صفر و بیست

یک معلم بزرگ نیز در تمام لحظه ها

در تمام عمر در کلاس است

نام اوست مرگ...

و انچه را که درس میدهد زندگیست

 

 

نوشته شده توسط: آنیلین در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387|+|
منوي اصلی
امكانات
خانگي سازی وبلاگ
اضافه به علاقه منديها
بارگذاری مجدد صفحه
ذخيره كردن صفحه
پرينت صفحه

آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
آمار
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر:
امکانات اضافي

All Rights Reserved by 13am.Blogfa.com - © 2006

-------------------------------------------------------